هنگامى كه مأمون، حضرت رضا عليه السّلام را وليعهد خود نمود، و شاعران به سوى آن حضرت روانه شدند، و مديحه سرائى نمودند و رأى مأمون را در اشعار خود، تحسين كردند، يكى از آنها «دعبل بن على خزاعى» بود. او به حضور امام رضا عليه السّلام رسيد و عرض كرد: «من قصيده اى را سروده ام، و با خود عهد كرده ام كه آن را قبل از حضور شما، در هيچ جا نخوانم».
امام رضا عليه السّلام به او فرمود: «بنشين تا مجلس خلوت شود، وقتى
ادامه مطلب
آن روز را سلیمان بن جعفر جعفری و امام رضا علیه السلام به دنبال كاری با هم بیرون رفته بودند. غروب آفتاب شد و سلیمان خواست به منزل خویش برود، علی بن موسی الرضا به او فرمود: «بیا به خانه ی ما و امشب با ما باش. » اطاعت كرد و به اتفاق امام به خانه رفتند.
امام غلامان خود را دید كه مشغول گلكاری بودند. ضمنا چشم امام به یك نفر بیگانه افتاد كه او هم با آنان مشغول گلكاری بود، پرسید: «این كیست؟»
غلامان: «این را ما امروز اجیر گرفته ایم تا با ما كمك كند».
- بسیار خوب، چقدر مزد برایش تعیین كرده اید؟ .
- یك چیزی بالاخره خواهیم داد و او را راضی خواهیم كرد.
آثار ناراحتی و خشم در امام رضا پدید آمد و رو آورد به طرف غلامان تا با تازیانه آنها را تأدیب كند. سلیمان جعفری جلو آمد و عرض كرد: «چرا خودت را ناراحت می كنی؟».
امام فرمود:
«من مكرر دستور داده ام كه تا كاری را طی نكنید و مزد آن را معین نكنید هرگز كسی را به كار نگمارید، اول اجرت و مزد طرف را تعیین كنید بعد از او كار بكشید. اگر مزد و اجرت كار را معین كنید، آخر كار هم، می توانید چیزی علاوه به اوبدهید. البته او هم كه ببیند شما بیش از اندازه ای كه معین شده به او می دهید، از شما ممنون و متشكر می شود و شما را دوست می دارد و علاقه ی بین شما و او محكمتر می شود. اگر هم فقط به همان اندازه كه قرار گذاشته اید اكتفا كنید، شخص از شما ناراضی نخواهد بود. ولی اگر تعیین مزد نكنید و كسی را به كار بگمارید، آخر كار هراندازه كه به او بدهید باز گمان نمی برد كه شما به او محبت كرده اید، بلكه می پندارد شما از مزدش كمتر به او داده اید. » [1]
[1] . بحارالانوار ، ج /12ص 31.
منبع: داستان راستان،شهید مطهری،جلد اول
اگر مردم زیباییهای کلام ما را می دانستند ...

ریّان بن صلت گوید: از حضرت رضا علیه السلام پرسیدم: ای پسر پیامبر! درباره قرآن چه می فرمایی؟ فرمود:
کَلامُ اللِه لا تَتجَاوَزُوهُ، وَ لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرهِ فَتَضِلّوا؛
قرآن کلام خداست. از آن فراتر نروید و هدایت را در غیر قرآن مجویید، که گمراه می شوید.
مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 308
شرح حدیث:
بیا به دامن قرآن زنیم دست امید
که روح را به جز این نسخه، هیچ درمان نیست
بود چراغ هدایت به تیرگی، قرآن
ز انحراف و ضلالت، جز او نگهبان نیست
به بحر ژرف حوادث بود چو کشتی نوح
کسی که دست در او زد، دچار توفان نیست(1)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای تداوم هدایت امت مسلمان تا دامنه ی قیامت، دو میراث گرانبها بر جای نهاده است که تمسّک به آنها مصونیت آور است:
یکی قرآن و دیگری عترت
قرآن، کلام خدا و نور هدایت و مشعل بصیرت است.
معارف ژرف قرآن را هم باید از زبان اهل بیت عصمت علیهم السلام آموخت.
در زندگی، راه های بسیاری وجود دارد و اشخاصی به مسیرهای مختلفی دعوت می کنند. ولی مطمئن ترین راه و «صراط مستقیم»، راه قرآن است. اگر هدایت می طلبیم، قرآن کتاب هدایت است. اگر علم و دانش می خواهیم، قرآن سرچشمه ی علوم ناب است. اگر عقاید صحیح می طلبیم، در آیات قرآن نهفته است.
دریغا که کسانی راه روشن قرآن را رها می کنند و به مکتبها و اشخاصی روی می آورند که اندیشه های تأیید نشده دارند.
هر که پیرو این کتاب آسمانی شد، او را به سعادت رهنمون می شود.
هر که بی اعتنا به هدایتهای قرآنی بود، در کوره راه های زندگی سر درگم می شود.
تو فروزنده اختری، قرآن
تو کلام معطّری، قرآن
ز تو باید به حقیقت ره جست
در حقیقت تو رهبری، قرآن(2)
پی نوشت:
1. محمد حسین بهجتی (شفق).
2. عبدالحسین اشعری.
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی
امام رضا (ع) پس از شهادت پدر ارجمندش امام كاظم (ع)، در سال 183 قمري به مقام رفیع امامت نايل آمد و پيشوايي شيعيان و پيروان اهل بيت (ع) را بر عهده گرفت.
آن حضرت در دوران امامت خويش به مدت هجده سال در مدينه منوره سكونت داشت و در اين مدت شاهد خلافت غاصبانه هارون الرشيد و دو فرزندش امين و مأمون بود. تا اين كه در سال 200 هجري قمري مأمون تصميم گرفت كه وي را به خراسان دعوت كند و در اداره كشور وي را شريك خويش سازد.
امام رضا علیه السلام در کلام مأمون:
آن طوري كه از خود مأمون عباسي نقل گرديده است وي در نبرد با برادرش امين، نذر كرده بود كه در صورت پيروزي بر سپاهيان امين و
ادامه مطلب
زندگانی حضرت امام رضا (ع) پر است از لحظاتی نورانی و شگفت انگیز که دل شیفتگان را آکنده از محبت می کند. در ادامه چند داستان از کتاب «دیوان خدا» نوشته نعیمه دوستدار که براساس منابع موثق تدوین یافته، تقدیمتان می گردد:
1. نشانه موی پیامبر صلی الله علیه و آله:
مردی از نوادگان انصار خدمت امام رضا (ع) رسید. جعبه ای نقره ای رنگ به امام داد و گفت:
«آقا! هدیه ای برایتان آورده ام که مانند آن را هیچ کس نیاورده است». بعد در جعبه را باز کرد و چند رشته مو از آن بیرون آورد و گفت: «این هفت رشته مو از پیامبراکرم (ص) است که از اجدادم به من رسیده است».
حضرت رضا (ع) دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا کردند و فرمود: «فقط این چهار رشته، از موهای پیامبر است».
مرد با تعجب و کمی دلخوری به امام نگاه کرد و چیزی نگفت. امام که فهمید مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روی آتش گرفت. هرسه رشته سوخت، اما به محض این که چهار رشته موی پیامبر (ص) روی آتش قرار گرفت شروع به درخشیدن کرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن کرد.
2. صحبت گنجشک با امام علیه السلام:
حضرت رضا (ع) در بیرون شهر، باغی داشتند. گاه گاهی برای استراحت به باغ می رفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکی هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته می شد و صداهایی گنگ و نامفهوم از
ادامه مطلب
در کتب اهل سنت، کرامات فراوانی از اهل بیت (ع) نقل شده است. در این نوشتار برخی از کرامات نقل شده از اهل سنت پیرامون امام رضا (ع) ذکر می گردد و بیانگر این مطلب است که شیعه با سنی، وجوه مشترک فراوانی دارد و هر دو دشمن وهابیت به شمار می آیند:
1. بشارت پیامبر به حمیده:
امام رضا (ع) به برکت سفارش پیغمبر و عنایات ایشان به دنیا آمدند. در نقل های اهل سنت چنین آمده: زمانی که حمیده مادر امام کاظم، کنیزی به نام نجمه را از بازار خریداری کرد، پیامبر را در خواب دید که به ایشان فرمود: «این کنیز را به فرزندت (امام کاظم) هدیه کن؛ همانا از این کنیز، فرزندی به دنیا خواهد آمد که بهترین اهل زمین است». حمیده نیز چنین کرد و امام، نام نجمه را به طاهره تغییر داد.[1]
2. معجزه ی در دوران حمل:
مادر بزرگوار ایشان می فرماید: هنگام حاملگی، سنگینی حمل را احساس نکردم و هنگام خواب، صدای تسبیح و تهلیل و تقدیس وی را می شنیدم. [2]
3. مناجات امام در دوران طفولیت:
مادر بزرگوار امام در ادامه می فرماید: زمانی که ایشان به دنیا آمد، در حالی که دستانش را روی زمین گذاشته و سر مبارکشان را به طرف آسمان بلند کرده بود، لبانش تکان می خورد، گویا مناجات خدا می کرد. در این حال پدر بزرگوارش آمد و به من گفت: «هنیئا لک کرامة ربَّکِ عزّوجل؛ مبارک باد بر تو کرامت خداوند». در این حال فرزند را به ایشان داد و ایشان در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند و با آب فرات
ادامه مطلب
آنچه پیش روی دارید، گوشه ای از سخنان بزرگان اهل سنت درباره امام رضا است که در منابع معتبر آنها نقل شده و تأثیر به سزایی در نزدیک کردن دیدگاه اهل سنت به دیدگاه شیعه درباره کرامت، شفاعت، توسل و زیارت قبور و ... دارد.بزرگان اهل سنت با اعتراف به جایگاه والای امام رضا (ع)، سخنان و اعتراف های شگفتی درباره ابعاد معنوی آن حضرت داشته اند که برخی از
ادامه مطلب
در روزگار امامرضا(ع) تعالیم صوفیه در خراسان و دیگر ایالات رواج یافته و جمعی از مشایخ همچون شقیق بلخی(م194ق) شاگرد ابراهیم ادهم، مریدانی را در حلقه صحبت خود میپرورد و با مفاهیمی همچون زهد، پرهیز از دنیا، قناعت و زندگی سخت آشنا میساخت. هنگام حضور امام در خراسان، گروهی از صوفیه نزد آن حضرت رفتند و گفتند انتخاب ایشان به عنوان فردی از اهل بیت به ولایت امر و امامت امت از سوی مأمون انتخابی شایسته بوده است؛ زیرا امت نیازمند کسی است که غذای ناگوار بخورد، لباس درشت بپوشد، الاغ سوار شود و به عیادت مریض برود. اما امام که زهد را در این ظواهر نمیدید، فرمود: یوسف پیامبر قبای دیبای زربافت میپوشید و بر اریکه فرعونی تکیه میکرد و فرمان میراند. خواسته واقعی از
ادامه مطلب
برخی از ویژگیهای شخصی امام رضا (ع) و رفتارهای ایشان با مردم عبارتند از:
-
امام رضا(ع) به اخلاق عالی و ممتاز آراسته بود و بدینسبب دوستی عام و خاص را به خود جلب فرموده بود.
-
او شبیهترین مردم به پیامبراکرم(ص) بود. رفتاری پیامبرگونه داشت و حلم و رأفت و احسانش شامل خاص و عام میشد.
-
کسی را با عمل و سخن خود نمیآزرد.
-
تا حرف مخاطب تمام نمیشد، سخنش را قطع نمیکرد.
-
هیچ حاجتمندی را مأیوس باز نمیگرداند.
-
در حضور میهمان به پشتی تکیه نمیداد.
-
پیش روی کسی پای خود را دراز نمیکرد.
-
هرگز به غلامانش دشنام نداد و با آنان مینشست و غذا میخورد.
-
شبها کم میخوابید و قرآن میخواند.
-
بیشتر اوقات از اول شب تا صبح شبزندهداری میکرد.
-
هر سه روز یکبار قرآن را ختم و در آیات آن تفکر میکرد.
-
کسی عالمتر و پرهیزکارتر از او نبود.
-
در همه وقت ذکر خدا میگفت.
-
بسیار روزه میگرفت.
-
هر ماه 3روز حتما روزه بود.
-
در نهان به ویژه شبهای تاریک، بسیار به مردم احسان میکرد و صدقه میداد.
-
کسی که از او تقاضایی داشت، اگر میتوانست بیدرنگ آن را بر میآورد تا مبادا از آن بینیاز گردد و فرصت از دست برود.
-
با مردم به نرمی سخن میگفت.
-
هیچگاه با سخنش کسی را نمیآزارد.
-
امام(ع) در تابستان روی حصیر و در زمستان روی پلاسی مینشست.
-
نظافت را در هر حال رعایت میکرد و عطر و بخور بسیار به کار میبرد.
-
عادتا جامه ارزان و خشن میپوشید ولی در مجالس و ملاقاتها و پذیراییها لباس فاخر بر تن میکرد.
-
غذا را آهسته و اندک میخورد و سفرهاش رنگین نبود.
-
قبل از غذا دستها را میشست.
-
چون صبح اول وقت نماز میگزارد تا بر آمدن آفتاب در سجده میماند.
-
سپس با مردم مینشست و سخن میگفت، یا سوار میشد و بیرون میرفت.
-
در هر فرصت مقتضی مردم مسلمان را به وظایف خود آگاه میکرد.
-
برای خنثیکردن توطئههای مأمون و اطرافیان او مراقبتی هوشیارانه داشت.
-
به طور کلی او دارای شخصیتی یگانه و صفاتی ویژه بود.
-
و از نظر شیعه امامیه آن حضرت دارای ملکه عصمت که از لوازم امامت است، بود.
-
یاسر خادم گوید: امامرضا(ع) حتی در برخورد با غلامان و خادمان خود هرگز حاضر نبود که کرامت انسانی آنان را نادیده بگیرد و چیزی از حقوق آنان فرو گذارد.
-
امام به خادمان خود میگفت اگر که مشغول خوردن طعام هستید و مرا بالای سر خود ایستاده دیدید مبادا از جای خود برخیزید مگر آنکه از خوردن فارغ شده باشید.
-
گاهی امام خادمش را صدا میزد به او میگفتند مشغول خوردن غذاست. امام میفرمود بگذارید غذایش تمام شود.
منبع: نگاهی به شیوه زندگی و سلوک دینی امامرضا(ع)، نویسنده : دکتر مرضیه محمدزاده
حضرت امام رضا عليه السلام در گفتارى پر ارزش و حكيمانه - كه كتاب هاى بسيار مهمى چون الكافى و محجة البيضاء آن را نقل كرده اند (1)- به جايگاه رفيع امامت و به اوصاف امام بر حق، به طور مفصل اشاره كرده است كه به بخشى از آن براى تيمّن و تبرك و شناخت شخص امام بر حق و جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و جايگاه و منزلت امامت اشاره مى شود:
«- بى ترديد امامت، همان منزلت و جايگاه پيامبران و ميراث اوصيا است.
- بى شك امامت، مقام خلافت اللّهى و خلافت الرسول و مقام
ادامه مطلب
در روز عید فطر مأمون از حضرت رضا خواست كه سوار شود و در مجلس عيد حاضر گردد و خطبه بخواند تا دل مردم مطمئن شود و مقام آن جناب را دريابند و بواسطه اين دولت مبارك خوشحال شوند. در جواب حضرت رضا فرمود تو ميدانى ما با هم چه قرار داريم مأمون پيغام داد من ميخواهم با اين كار موضوع وليعهدى پيش سپاهيان و فرماندهان و سربازان ثابت شود و مطمئن گرديده خوشحال شوند بالاخره در اين باره چند مرتبه پيغام فرستاد.
وقتى خيلى اصرار كرد حضرت رضا فرمود يا امير المؤمنين اگر مرا معاف دارى بهتر است در صورتى كه معذورم ندارى همان طورى كه پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم و علي مرتضى خارج ميشد خارج خواهم شد مأمون گفت هر طور مايلى خارج شو مأمون بفرماندهان و مردم دستور داد كه صبح زود در خانه حضرت رضا جمع شوند مردم سر راه حضرت رضا نشستند از زن و مرد و بچه ها حتى روى پشت بامها رفتند. سرلشكران نيز درب خانه ايستادند.
خورشيد كه طلوع كرد حضرت رضا عليه السّلام غسل كرد و عمامهاى سفيد از پنبه بسر بست و يك سر آن را روى سينه انداخت و يك سرش را
ادامه مطلب
«کاترینا لدوا» می گوید: من ۲۵ ساله هستم، مذهبم مسیحی بود و در کشور جمهوری چک سکونت دارم. فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه چک و در حال حاضر مشغول تدریس هستم. این بانوی تازه مسلمان انگیزه انتخاب دین مبین اسلام و مذهب تشیع را دستورالعملهای جامع این دین عنوان کرد و گفت: اسلام دین کاملی است که پاسخگوی تمامی نیازهای انسان است و دستورالعملهای جامعی برای خوب زیستن دارد.
این استاد دانشگاه از نحوه آشنایی با دین مبین اسلام گفت:
برای سفر به کشور ترکیه رفته بودم که هنگام اذان کلماتی را شنیدم که حس عجیبی در من بوجود آورد. بسیار منقلب شدم؛ ناخواسته کلمات را ادا میکردم بدون آنکه معانی آن را درک کنم.
وی گفت:
پس از بازگشت به کشورم به مطالعه دین اسلام پرداختم و درباره این صوت دلنشین تحقیق و نسبت به دین اسلام شناخت پیدا کردم و سرانجام این دین را به عنوان کاملترین دین پذیرفتم و پاسخ سئوالاتم را در این دین یافتم.
این بانوی مسلمان شده که پس از اسلام آوردن نام زهرا را برای خود برگزید افزود:
آشنایی با دوستان ایرانی و مشاهده رفتار و کردار آنان و انجام مطالعه و تحقیق موجب شد تا نسبت به شناخت دین اسلام کنجکاوتر شده و مسیر زندگیام را انتخاب کنم و برای رسیدن به آرامش بیشتر به دنبال گمشده خود بگردم. من برای اینکه مسلمان شوم قرآن و نهجالبلاغه را بسیار مطالعه کردم و از سایتهای اسلامی کمک گرفتم.
وی از اینکه توفیق حضور در فضای ملکوتی حرم امام رضا(ع) را به دست آورده، ابراز خرسندی کرده و گفت:
من نمی توانم آن چیزی که در باره دین اسلام در قلبم است بیان کنم اما با تشرف به دین اسلام و مسلمان شدن دوباره احیا شدم.
در جلسهای که به همت مدیریت زائرین غیرایرانی آستان قدس رضوی در جوار بارگاه حضرت رضا(ع) با معنویت خاصی برگزار شد، هدایایی از جمله قرآن، نهجالبلاغه و تفسیر نمونه به رسم یادبود به وی اهداء شد.
شيخ صدوق رحمهم الله در کتاب «عيون اخبار الرضا» نقل کرده که مفضل بن عمر مي گويد: خدمت حضرت موسي بن جعفر عليه السلام رفتم، ديدم که فرزندش امام رضا عليه السلام در دامن او نشسته است و حضرت موسي بن جعفر عليه السلام «يقبله و يمص لسانه و يضعه علي عاتقه و يضمه اليه» او را ميبوسيد و زبان او را مي مکيد و او را بر دوش خود مي گذارد و بر سينه اش ميچسباند و ميگفت
«بابي انت و امي، ما اطيب ريحک و اطهر خلقک و ابين فضلک»
پدر و مادرم فداي تو! چقدر خوش بويي و چقدر آفرينش تو پاکيزه است و چه قدر برتري تو، آشکار و روشن است.
عرض کردم: فدايت شوم آقا! دل من به اين فرزندت به قدري مايل شده و محبتش به اندازهاي در قلب من جاي گرفته، مانند دوستي و علاقه اي که به حضرتت دارم.
حضرت فرمود: اي مفضل! «هو مني بمنزلتي من ابي» پسرم رضا عليهالسلام نسبت به من مانند من نسبت به پدرم است. سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: «ذرية بعضها من بعض و الله سميع عليم» [سوره آل عمران،آیه 34] .
عرض کردم: آيا حجة الله بعد از تو اين فرزند است؟ فرمود:بلي،
«من اطاعه رشد و من عصاه کفر»
هر کس از او اطاعت کند، از اهل رشد و صلاح خواهد بود و هر کس نافرمان شود و از او اطاعت نکند، کافر است. [عیون الاخبار،چ1،ص26.]
منبع: آمال الواعظین،سید ابراهیم حسینی لیلابی،ج2،ص520.
امام رئوف:
علامه طباطبایی میفرمودند: «همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیهالسلام محسوس است.» و در نقلی دیگر، بیان میکردند: «همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.»
و نیز میفرمودند: «انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام میشود، مشاهده میکند که از در و دیوار حرم آن امام رأفت میبارد.»
در پناه امام علیه السلام
علامه طباطبایی وقتی به مشهد، مشرف میشد، از وی تقاضا میکردند که در خارج از مشهد چون طُرقبه و ... به دلیل اعتدال هوا، سکونت داشته باشند و گهگاهی برای زیارت مشرف گردد. ایشان ابداً قبول نمیکرد و میفرمود: «ما از پناه امام هشتم به جای دیگری نمیرویم.»
ما اینجا کاره ای نیستیمیکی از شاگردان علامه طباطبایی میگوید: ... هیچ به خاطر ندارم که از اسم هر یک از ائمه علیهمالسلام بدون ادای احترام گذشته باشند. در مشهد که همه ساله مشرف میشدند و تابستان را در آنجا میماندند وقتی وارد صحن حضرت رضا علیه السلام میشدند، بارها که در
ادامه مطلب
مدت امامت حضرت رضا عليه السلام حدود 20 سال طول کشيد که 17 سال آن در مدينه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.
امام رضا عليه السلام در مدينه پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفتند و به رسيدگي امور پرداختند. سپس شاگردان پدر را به دور خود جمع کردند و به تدريس و تکميل حوزه ي علميه ي جدشان امام صادق عليه السلام پرداختند و در اين راستا گامهاي استواري برداشتند.
موقعيت امام رضا عليه السلام در مدينه، همه ي علما و شخصيتهاي سياسي و اجتماعي حجاز را تحت الشعاع قرار داد. مردم در همه ي شؤون مادي و معنوي، ايشان را مرجع و پناهگاه خود مي دانستند و نور وجود ايشان چون خورشيدي بر قلبها مي تابيد و روشني بخش افکار تاريک بود. آن حضرت براي رفع مشکلات اجتماعي، فرهنگي و سياسي مردم، در همه ي امور دخالت مي کردند و در متن جامعه قرار داشتند و در امور و مسايل مختلف اجتماعي، هرگز لحظه اي بيتفاوت نبودند؛ به ويژه در دو بعد فرهنگي و سياسي، تلاش فراواني داشتند.
بنا به روایت حاکم نیشابوری، امام رضا علیه السلام در حالی که جوانی بیست و چند ساله بود در مسجد نبوی به افتا مشغول بود! چنان که طبرسی از ابوالصلت هروی نقل کرده که امام رضا علیه السلام می فرمود:
«من در روضه منوّره نبوی می نشستم در حالی که علمای بسیاری در مدینه حضور داشتند، و هنگامی که یکی از آنان در پاسخ مسئله ای درمی ماند همگی آنان، افراد را به نزد من می فرستادند و من پاسخ گوی مسائل آنان بودم.»[1]
همچنین آن بزرگوار در گفتگويي با مأمون در خراسان فرمودند:
اين که من در اينجا (خراسان) وليعهد شده ام، از نظر من هيچ گونه بر موقعيت من افزوده نشده است. من در مدينه در موقعيتي بودم که نامه ام به مشرق و مغرب ميرفت. بر مرکب خود سوار مي شدم و در راه هاي مدينه عبور مي کردم. هيچ کس در آن جا عزيزتر از من نبود و هر کسي حاجتي داشت، آن را از من مي طلبيد و تا حد توان نيازهاي نيازمندان را تأمين مي کردم.[2]
این گفتارهای امام رضا علیه السلام نشان از موقعیت بالای آن حضرت در مدینه است.
پی نوشت ها:
[1]. فضل بن الحسن الطبرسی، اعلام الوری، تحقیق مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1417 ق، ج 2، ص 64 / مجلسی، بحارالانوار، ج 49، ص 100، ح 17.
[2]. عیون الاخبار،ج2،ص155.
درست از زمانی که از دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان متخصص پوست دانش آموخته شد تا کنون دغدغه جانبازان شیمیایی و تاول های دردناک آن ها، درد مردم غیرنظامی مناطق مرزی که بی رحمانه مورد حمله شیمیایی بعثی ها قرار گرفتند، فراگیری بیماری سالک در بین مردم داغدیده از زلزله بم و حتی بیماران ایدزی آن سوی دنیا در آفریقا یک لحظه رهایش نکرده است. به دلیل منشاء خدمات خیر در بروندی کشوری مسیحی نشین در مرکز آفریقا بنا به در خواست او و به پاس خدماتش درمانگاهی در این کشور به نام امام رضا (ع) نام گذاری شده است. دکتر سید ناصر عمادی در سال 1383 از دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان متخصص پوست دانش آموخته می شود و درهمان سال بورد تخصصی خود را دریافت می کند . وی یک سال بعد وارد فعالیت های جهادی می شود.
این پزشک تهرانی درباره فعالیت های خود که در سه محور انجام شده است می گوید: محور اصلی فعالیت های من از زمانی آغاز شد که در جبهه شاهد ضایعات پوستی و تاول بدن جانبازان شیمیایی کشور و تحمل درد و رنج آن ها بودم ، بر این اساس از سال 84 بیشتر فعالیتم را بر روی عوارض دیررس گاز خردل در جانبازانی که در دوران جنگ شیمیایی شده بودند متمرکز کردم . از این رو در تهران و روستاها و شهرهای مرزی کشور از جمله در کرمانشاه ، آذربایجان غربی و کردستان حضور پیدا می کردم و علاوه بر جانبازان جنگ از پوست غیرنظامی هایی که شیمیایی شده بودند نمونه برداری می کردم تا راهی برای کمک به آن ها پیدا کنم. ضمن آن که درباره اتفاقاتی که طی 8 سال جنگ در ایران رخ داده بود مقالاتی با مستندات علمی در ژورنال های آمریکایی، اروپایی و انگلیسی منتشر و از این طریق از جانبازان شیمیایی دفاع کردم.

مرحله بعدی فعالیت های دکتر عمادی با بروز زلزله بم در سال 82 آغاز می شود. وی درباره این بخش از فعالیت هایش توضیح می دهد: بعد از زلزله سال 82 بم ، بیماری سالک در این شهر شایع شده بود. آن زمان به مدت یک سال و نیم برای کمک به بیمارانی که مشکل سالک داشتند در بم ماندم و به درمان آنها پرداختم . حدود 20 هزار نفر از جمعیت 50 هزار نفری بم سالک داشتند. حتی برای دانشجویان جلسات آموزشی گذاشتم و یا با حضور در مدارس و تهیه اسلایدهای آموزشی برای دانش آموزان راه مبارزه با سالک را آموزش دادم و از آنجا که بیماری سالک بیماری مشترک در افغانستان هم بود مدتی نیز در افغانستان به درمان بیماری و حتی آموزش پزشکان افغانی مشغول شدم.
عمادی در بخش دیگری از فعالیت های انسان دوستانه خود به قلب آفریقا و پایتخت کشور بروندی سفر می کند. وی می گوید: از سال 87 تا کنون در هر سال 3-2ماه برای اقدامات داوطلبانه و کمک به بیماران ایدزی و یا آن هایی که مشکل پوستی دارند به کشورهای آفریقایی سفر می کنم البته بدون دریافت حقوق.
این پزشک جهادی ازخاطره شیرینی می گوید که به واسطه قدردانی از زحمات او منجر به نام گذاری یک درمانگاه تخصصی پوست در آفریقا به نام مبارک امام رضا (ع) شده است. عمادی می گوید: حدود 6 ماه پیش و در پایان ماموریت به کشور بروندی، به واسطه اقدامات تاثیرگذاری که در بحث آموزش و درمان انجام شده بود مبلغ چشمگیری به بنده پیشنهاد شد، اما من آن را نپذیرفتم و در ازای آن درخواست کردم اجازه بدهند تابلوی درمانگاه به نام امام رضا (ع) در این کشور که کشوری مسیحی نشین در مرکز آفریقاست نصب شود. وزیر بهداشت این کشور در پایان ماموریت درخواست بنده را پذیرفت و تابلوی درمانگاه امام رضا(ع) به همراه پرچم جمهوری اسلامی ایران طی مراسمی ویژه در کلینیک پوست بزرگترین بیمارستان آن کشور نصب شد.
عمادی البته در داخل کشور نیز لحظه ای آرام و قرار ندارد. او می گوید: در هر ماه یک یا دو روز به روستاهای مناطق محروم کشور سر می زنم و کار درمان و ویزیت بیماران را انجام می دهم. کاری که دو روز پیش نیز انجام دادم و به روستاهایی در استان مازندران و سمنان سر زدم و حدود 400 بیمار را ویزیت کردم. این پزشک متعهد و متاهل که هم اکنون استادیار دانشگاه تهران است با بیان این که من هر چه دارم از کشورم است خاطرنشان می کند: اگر چه عدم حضور من در منزل برای اعضای خانواده ام ایجاد مشکل می کند اما آن ها با من همکاری دارند و پذیرفته اند که گاهی در کنارشان نباشم. وی می افزاید: در شرایطی که جامعه به خدمات پزشکان نیاز دارد نمی توانیم فقط به خودمان بیندیشیم چرا که نیازهای جامعه هم در کنار نیازهای خانواده دارای اهمیت هستند.
منبع: مشرق نیوز
علی بن موسی علیهالسلام (۱۴۸–۲۰۳ه.ق.) که در بین شیعیان به امام رضا علیه السلام شهرت دارد، هشتمین امام شیعه اثنی عشری است. کنیه آن حضرت، ابوالحسن و مشهورترین لقبش، «رضا» است. مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که همزمان بود با سالهای پایانی خلافت هارون الرشید، خلافت امین (چهار سال)و 5 سال اول خلافت مأمون عباسی.[۱]
امام رضا(ع) در شهر مدینه به دنیا آمد و مأمون او را به اجبار به خراسان آورد و به اکراه، ولیعهد خویش کرد. مرقد آن حضرت هم اکنون در شهر مشهد قرار دارد و سالانه زیارتگاه میلیونها مسلمان از کشورهای مختلف است.[۲]
زندگینامه
امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام در سال 148 هـ.ق در مدينه منوره به دنيا آمد. پدر ایشان امام موسیکاظم علیهالسلام و مادرشان بانویی به نام «نجمه» یا «تکتم»[۳] است.
کنیه آن حضرت را ابوالحسن خواندهاند و القاب آن حضرت عبارت است از
ادامه مطلب
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صُلِّيَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: سَتُدْفَنُ بَضْعَةُ مِنِّي بِأَرْضِ خُرَاسَانَ لَا يَزُورُهَا مُؤْمِنُ الَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَيَّ النَّارِ
به زودي پارهي تن من در سرزمين خراسان دفن ميشود که هيچ مؤمني او را زيارت نميکند، مگر اين که خداوند بهشت را بر او واجب ساخته و پيکرش را بر (آتش) دوزخ حرام ميسازد. (الوافی ج14 ص1551)
سَتُدْفَنُ بَضْعَةُ مِنِّي بِأَرْضِ خُرَاسَانَ مَا زَارَهَا مکروب الَّا نَفَّسَ اللَّهُ کربته وَ لَا مُذْنِبُ الَّا غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ
پارهاي از تن من در سرزمين خراسان دفن ميشود که هيچ گرفتاري او را زيارت نميکند، جز اين که خداوند پريشاني را از او ميزدايد و هيچ گنهکاري به زيارت او نائل نميشود، مگر آن که خداوند گناهانش را ميآمرزد. (وسائل الشیعه ج10 ص437)
مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُلْقِيَ اللَّهِ ضاحکا مُسْتَبْشِراً فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ موسي الرِّضَا عليهالسلام . . . فَهَؤُلَاءِ مَصَابِيحُ الدجي وَ أَئِمَّةِ الْهَدْيِ وَ أَعْلَامُ التَّقِيِّ، مَنْ أَحَبَّهُمْ وَ تَوَلَّاهُمْ کنت ضَامِناً لَهُ عَلِيُّ اللَّهُ تَعَالِي بِالْجَنَّةِ
کسي که دوست بدارد خندان، خداوند را ملاقات کند، بايد محبت و ولايت علي بن موسي الرضا عليهماالسلام را داشته باشد... اينان (ائمه اطهار عليهمالسلام) چراغهاي تاريکي و امامان هدايتگر و نشانههاي تقوا
ادامه مطلب
مكانى كه ضريح پاك امام رضا علیه السلام در آن قرار دارد، سرايى از آن حميد بن قحطبه طائى يكى از فرماندهان ابومسلم خراسانى بوده است. پس از وفات هارونالرشيد در سال 193 هجرى جسد او در اين مكان به خاك سپرده شد، و فرزند وى مأمون بر فراز آن گنبدى افراشت كه بعدها «گنبد هارونيه» نام گرفت. وقتى امام رضا علیه السلام مسموم گرديده به شهادت رسيدند، پيكر ايشان را به اين مكان آوردند و در نزديكى قبر هارون الرشيد به خاك سپرده شد. اما اين گنبد در سال 380 هجرى بر دست امير «سبكتگين» به طور كامل ويران شد و مرقد امام رضا علیه السلام تنها مزار خراسان گرديد كه از تقديس و تجليل برخوردار بود. سلطان مسعود بن سبكتگين ضريحى طلايى بر قبر شريف امام قرار داد، تا باعث تمايز آن شود و به پناهگاهى براى بلاديدگان و حاجتمندان مبدل گردد و از آن پس، آن شهر كه به توس يا سناباد معروف بود جز به نام مشهدالرضا شناخته نشد.
توسعه و بازسازى
پس از آن كه امير سبكتگين قبر امام علیه السلام را ويران نمود اين مكان همچنان به عنوان ويرانهاى كه شيعيان از ترس دشمنان خود جرأت تعمير و بازسازى آن را نداشتند باقى ماند. تا آن كه سلاطين ديالمه آن را بازسازى و تعمير نمودند.
در سال 512 هجرى ابوطاهر شرف الدين قمى وزير شيعه مذهب سلطان سنجر سلجوقى گنبد آن بارگاه مطهر را تجديدبنا كرد؛ و اين گنبد همچنان برقرار ماند تا آن كه تاتارها آن را ويران كردند. بعدها سلطان محمد خدابنده نوهى هولاگو مرقد شريف امام رضا علیه السلام را تجديدبنا كرد.
در دوران ميرزا شاهرخ گورگانى و در سال 809 هجرى مجموعهى حرم بازسازى شد؛ و گوهرشاد همسر شاهرخ در اين امر اهتمام كرد؛ از جمله مسجدى را در نزديكى مرقد ساخت، كه به نام وى مشهور است. در سال 932 هجرى شاه طهماسب صفوى دستور به طلاكارى گنبد حرم داد. همچنان كه يك گلدستهى طلا نيز براى آن بنا نمود. و روى قبر نيز يك ضريح طلايى نصب كرد.
در سال 1010 هجرى شاه عباس كبير به بازسازى حرم و توسعهى صحن و طلاكارى گنبد مرقد نمود. همچنان كه در سال 1020 ايوانهاى شمالى، شرقى و غربى را بنا نمود. در سال 1086 شاه سليمان صفوى به تعمير گنبد حرم و طلاكارى آن، كه در سال 1084 بر اثر زلزله فروريخته بود، پرداخت. در سال 1153 نادرشاه تعديلات و بازسازىهايى در حرم انجام داد و يك چلچراغ طلايى مرصع و نيز يك قفل طلايى مرصع به حرم اهدا نمود. در دوران فتحعلى شاه قاجار و در سال 1223 هجرى بناى صحن جديد حرم آغاز شد. در سال 1260 و در دوران محمدشاه حرم كاشىكارى گرديد؛ و ناصرالدين شاه طلاكارى ايوان صحن را كه فتحعلى شاه ساخته بود به پايان رساند.
در سال 1401 هجرى و پس از پيروزى انقلاب اسلامى عمليات بازسازى و توسعهى حرم شريف آغاز شد كه طى آن ساختمانها و اجزاى جديد به حرم الحاق شد. محرابها و زوايا تعمير گرديد. صحنها و رواقهاى جديدى در حرم ساخته شد و كتابخانه و ديگر مراكز فرهنگى به آن اضافه گرديد. همچنان كه به بهسازى سرويسهاى بهداشتى و خدماتى زائران پرداخته شد.
برگرفته از:
حرم امام رضا علیه السلام، سایت دانشنامه اسلامی
نعمت وجود حرم امام رضا علیه السلام در ایران (1)
حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام نعمت بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانی هاست؛ عظمتش را خدا می داند. به حدی که امام جواد علیه السلام می فرماید: «زیارةُ أبی أفضَلُ من زیارةِ الحسین [علیه السلام] لأنّ الحسین [علیه السلام] یَزورُهُ العامّة و الخاصَّة، و أبی لایَزورُهُ إلا الخاصّة (2)؛ زیارت پدرم [امام رضا علیه السلام] از زیارت امام حسین [علیه السلام] افضل است؛ زیرا امام حسین [علیه السلام] را عامّه و خاصّه زیارت می کنند، ولی پدرم را جز خاصّه [شیعیان دوازده امامی] زیارت نمی کنند.»
لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین علیه السلام ظاهر می شود. بنا بر این، ایرانی ها باید نعمت حرم امام رضا - علیه السلام- را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.
عنایات امام رضا علیه السلام به زائران خود (3)
دیده و شنیده شده است که اشخاصی در مشاهد مشرّفه، به امامی که صاحب ضریح است، سلام کرده و جواب سلام را شنیده اند.
شخصی گفته است: «هر وقت برای زیارت حضرت امام رضا - علیه السلام – به مشهد مشرّف می شوم (شاید در هر سال یک بار زیارت بیشتر
ادامه مطلب


